جملات زیبایی از offline یک دوست، که روزگاری در کنار برکه ی امید بودیم:
من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمیدچنديست
تمرين مي کنم من مي توانم ! مي شود ! آرام تلقين مي کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نيست ....
تا بعد، بهتر مي شود .... فکري براي اين دلِ آرام غمگين مي کنم من مي پذيرم رفته اي و بر
نمي گردي همين ! خود را براي درک اين ، صد بار تحسين مي کنم کم کم ز يادم مي روي اين
روزگار و رسم اوست!
اين جمله را با تلخي اش ، صد بار تضمين ميکنم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مرا این گونه باور کن : کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته ، خدا هم ترک ما کرده ،
خدا دیگر کجا رفته !!! نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و
جدایی هست؟ مرا این گونه باور کن.
نظرررررررررررررررررررررررررررت نیستا
نظر بده یادت رفتا
بدووووو منتظرم
![]()

